شنبه
22 حوت 1383 خورشيدی
برا بر با 12
مارچ 2005 ميلادی
بوش در
نظر دارد خليل
زاد را بحيث
سفير به عراق
نامزد کند
سايت
آريايی در
گزارش خبری
ديروز به نقل
از خبرگزاری
های معتبر بين
المللی ، خبر
انتصاب خليلزاد
بحيث سفير
امريکا در
عراق را به
نشر سپرد.
اکنون رسانه
های بين
المللی از
جمله راديو
صدای امريکا
ضمن تائيد اين
خبرمی نويسد : جورج
بوش، رئيس
جمهور در نظر
دارد زلمي
خليل زاد را بحيث
سفير جديد
ايالات متحده
به عراق نامزد
کند. زلمي
خليل زاد، يک
امريکائي
افغان الاصل،
در حال حاضر
سفير ايالات
متحده در
افغانستان است.
مامورين ارشد
حکومت
ميگويند زلمي
خليل زاد شخص
برگزيده رئيس
جمهور است تا
جانشين جان
نگروپونتي در
عهده مهم
بغداد شود.
تا بحال
اين موضوع
رسماً اعلام
نشده است.
رئيس جمهور
جان
نگروپونتي را
بحيث اولين
رئيس استخبارات
ملي نامزد
کرده است. در
سال ۲۰۰۳ جورج
بش از زلمي
خليلزاد
خواستار شده
بود تا از
انتخابات و
مساعي
بازسازي
افغانستان
جنگ زده نظارت
کند. قبل ازان
او يکي از
مشاور ارشد
امنيت ملي حکومت
بوش بود.
انگليس ۱۰۰
ميليون
دلاربراى
مبارزه
باموادمخدر درافغانستان
هزينه مى کند |
|
پاکستان
خواستار کمک
بين المللى
عليه کاشت خشخاش
در مرز
با
افغانستان
شد |
|
احتجاج در
پارلمان
پاکستان روي
موضوع فروش سنترفيوج
به ايران
وی
او ای : مخالفين
حکومت
پاکستان در
پارلمان ديروز
بخاطر بيانات
حکومت در مورد
اينکه يک ساينتست
ارشد ذروي
ينترفيوج را
به ايران داده
بود تالار
مجلس را ترک
کردند. وزير
اطلاعات
پاکستان براي
اولين بار
اعتراف کرد که
عبدالقدير
خان سنترفيوج
يعني آله
تصفيه
يورانيم را به
ايران فروخته
است تا ايران
بتواند
يورانيم را
براي توليد
اسلحه ذروي
تصفيه کند.
اعضاي مخالف حکومت
در پارلمان
اين تبصره ها
را غير
مسؤلانه خواندند
و بعد ازانکه
رئيس شورا از
داير کردن مباحثه
روي آن
خودداري کرد،
مجلس را ترک
کردند.
عبدالقدير
خان که به پدر
بم اتم
پاکستان شهرت
دارد بعد ازان
واقعاً نظر
بند شد که
بخاطر دادن
اسرار ذروي به
ايران،
کورياي شمالي
و ليبيا تحت
تحقيق قرار
گرفت.
وقايع
مهم جهان
دراين روز
از
سايت ايران
هستوری آن دس
دی
آخرين
جنايت در
كرملين ،
آيااستالين
را مسموم
كردند ؟
« آخرين
جنايت در
كرملين »
كتابي است 402
صفحه اي كه در
پنجاهمين سال
درگذشت
استالين به
چاپ داده شده
است كه « تاريخدان
روس ولاديمير
نائوموف» و «
جاناتان برنت
» پژوهشگر
دانشگاه ييل
آمريكا آن را
بر پايه يافته
هاي خود از
مطالعه اسناد
دهه 1950 شوروي كه
از طبقه بندي
خارج شده اند
برنگاشته اند
. اسناد ارائه شده
در اين كتاب
كه در پايان
مارچ 2003 به
توزيع شد
فرضيه قتل
استالين را تقويت
كرده است
.استالين پنجم
مارچ 1953 پس
ازچهار روز
اغماء
درنيتجه
خونريزي مغزي در
گذشت.
اسناد
ارائه شده در
اين كتاب
حكايت از اين
دارد كه
استالين با «
وار فارين» كه
ماده اي بي رنگ
و بي طعم و بي
بو است مسموم
شده بود .
مولفان مدعي شده
اند كه در
ضيافت شام اول
مارچ 1953در
كرملين ، اين
ماده را به
خورد استالين
داده بودند كه
نتيجه اش
خونريزي مغزي
او بود كه چهار
روز بعد در
گذشت.
وارفارين كه
در عين حال يك
نوع مرگ موش
است خون را
سريعا و شديدا
رقيق مي كند.
در آن ضيافت «
بريا » رئيس
امنيت شوروي ،
مالنكوف ،
خروشچف و
بولگانين
اعضاي دفتر
سياسي حزب
كمونيست شوروي
حضور داشتند
.پس از مرگ
استالين ؛
مالنكوف و
بولگانين و
خروشچف يكي پس
از ديگري
برجاي او
نشستند و
خروشچف
نخستين مقامي
بود كه به انتقاد
علني از
استالين دست
زد ، او را
تقبيح كرد و
جنازه اش را
كه در محفظه
شيشه اي در
آرامگاه لنين
بود در كنار
ديوار كرملين
به خاك سپرد.
مولفان نوشته
اند كه اگر
همان دم استالين
را كه به
خونريزي مغزي
دچار شده بود
به بيمارستان
رسانيده
بودند نجات
يافته بود ،ولي
كسي اين كار
را نكرد .
به حدس
مولفان از
ميان اين چهار
تن « بريا» دست
به اين كار
زده بود زيرا
كه او از طرح
محرمانه
استالين مبني
حمله اتمي
غافلگيرانه
به آمريكا
اطلاع داشت و
نگران نتايج
آن بود. براي
اين كه در حمله
اتمي متقابل
آمريكا بيش از
نيمي از نفوس
شوروي نابود
مي شدند. هيچ
كس جز « بريا »
نمي دانست كه حمله
اتمي به
آمريكا نزديك
است . بريا مي
دانست كه خيال
متلاشي شدن
شوروي به دست
آمريكا لحظه
اي استالين را
آرام نمي
گذارد. استالين
بارها گفته
بود كه تا
كاپيتاليسم
آمريكا باقي
باشد
سوسياليسم
پيشرفت واقعي
نخواهد داشت و
مردم جهان در
بدبختي ابدي
غوطه ور خواهند
بود. به
نظراستالين ،
سران كاپيتاليسم
آمريكا كمر به
انشعاب و
تضعيف شوروي
بسته بودند
زيرا كه تا
شوروي وجود مي
داشت كاپيتاليسم
نمي توانست
درجهان
فراكير شود.
مولفان
اين كتاب مدعي
شده اند كه «
بريا » نزد
مولوتف
اعتراف به قتل
استالين كرده
بود وگفته بود
كه اگر اين
كار را نمي
كرد ، استالين
زود يا دير
همه
اطرافيانش را
نيست و نابود
مي ساخت.
اين كتاب
حاوي 20 صفحه
گزارش پزشگي
فوت استالين
است. مولفان
ابراز تعجب
كرده اند كه
چرا گزارش
پزشكان در
چهار روزي كه
استالين در
اغماء بود سه
ماه بعد ( در
ژوئن ) تنظيم و
به بايگاني داده
شد و چرا وي پس
از خونريزي
مغزي دچار
خونريزي معده
هم شده بود كه
ارتباطي باهم
ندارند.
مطالعه
اين كتاب
ماجراي قتل
نادر شاه را در
ذهن تداعي مي
كند . زيرا كه
تني چند از
ژنرالهاي او
از ترس جان
خود شبانه به
خوابگاهش
ريختند و او
را كشتند.
بايد
دانست كه به
مرگ پي در پي
دو رهبر ديگر
شوروي ،
آندروپوف و
چرننكو ، پس
از برژنف نيز
ترديد هايي
وارد آمده
است.
مبارزه
منفي گاندي بر
ضد ماليات نمك
گاندي
مبارزه منفي(
اصطلاحا:
نافرماني
مدني ـ بي
اعتنايي آرام
و بدون خشونت
نسبت به تصميم
مقامات ) خود
را برضد
ماليات نمك كه
از سوي حكومت
انگليسي هند
وضع شده بود
از اين روز در
مارچ 1930 آغاز
كرد و پيشاپيش
هزاران تن از
هنديان از منطقه
احمد آباد
پياده عازم
ساحل دريا در «
دندي » شد تا
دست به جمع
آوري نمك از
دريا بزنند و
آنرا با
ماليات
خريداري
نكنند . اين پياده
روي 480 كيلو
متري 25 روز
طول كشيد و
اين جمعيت از
ششم آوريل
سرگرم جمع
آوري نمك طعام
از دريا شد كه
پليس انگليسي
هند بسياري از
آنان از جمله «
رام داس » پسر
گاندي را
دستگير كرد و
به زندان
افكند.
حكومت
انگليسي هند
بر هر 40 كيلو
گرم نمك طعام
يك روپيه
ماليات وضع
كرده بود كه
وضع ماليات بر
اين كالا در هند
سابقه نداشت و
گاندي مبارزه
منفي خود را بر
ضد آن به
آزمايش گذارد
. اين
راهپيمايي
نسبتا طولاني
كه در سر راه
مردم به آن مي
پيوستند در
عين حال كمك
بزرگي به
بيدار شدن
ناسيوناليسم
هندي از خواب
طولاني خود
بود.
اعلام
دكترين ترومن
و آغاز مبارزه
50 ساله آمريكا با
كمونيسم
در چنين
روزي در سال 1947
هري ترومن
رئيس جمهوري وقت
آمريكا با
پيشنهاد تازه
خود به كنگره
اين كشور
سياست خارجي
آمريكا را در
جهت تازه اي
قرار داد كه
در تاريخ به «
دكترين ترومن
» معروف شده است.
او در جلسه
كنگره بدون
ذكر نام شوروي
گفت كه اين
وظيفه آمريكا
بايد بشود كه
به كمك مللي
كه از خارج و
يا توسط اقليت
مسلح داخلي در
معرض سلطه
كمونيسم قرار
دارند بشتابد.
ترومن
گفت كه يونان
در زير حملات
كمونيستهاي
مسلح اين كشور
كه از خارج
كمك مي شوند
قرار دارد . تا
پايان ماه
قرار است
نيروهاي انگليسي
يونان را ترك
گويند و اگر
ما به كمك
دولت اين كشور
نشتابيم ، يونان
به دست
كمونيستها
خواهد افتاد ،
و به همين
گونه هم تركيه
، و چنانچه
اين دو كشور
به دست
كمونيستها
افتند همه
مديترانه و
خاورميانه با
منابع خود از
دست خواهند
رفت.
ترومن
سپس در خواست
تصويب يك كمك 400
ميليون دلاري
براي يونان
وتركيه كرد.
انعكاس
سخنراني
ترومن چنان
ترسي ميان امريكاييان
ايجاد كرد كه
تا 40 سال
مخالفتي با مبارزات
پر هزينه اين
دولت با شوروي
و كمونيسم معروف
به جنگ سرد
نكردند.
«تاريخ »
اعلام دكترين
ترومن در 12 مارچ
1947 را سر آغاز
مرحله شديد مبارزه
با كمونيسم و
دوران ايجاد
اتحاديه هاي نظامي
در جهان ذكر
كرده است كه
با انحلال
بلوك شرق و
فروپاشي
شوروي رو به
كاهش گذارده
است.
چند سال
پس از فروپاشي
شوروي،
آمريكا سياست
مبارزه با
تروريسم و
گسترش
سلاحهاي كشتارجمعي
را عملا
جانشين
دكترين ترومن
كرده است.
برخي
ديگر از
رويدادهاي 12
مارچ
1949:
محاكمه
پارلماني (
ايم پيچمنت )
اندرو جانسون
رئيس جمهوري
وقت آمريكا
به اتهام
ناديده انگاشتن
يك قانون
مصوب، از 13
مارس سال 1868 در
كنگره اين
كشور آغاز شد. |
1925:
دكتر سون يات
سن بنياد
گذار نظام
جمهوري در
چين در 58 سالگي
در گذشت. |
1926:
ايرج ميرزا
شاعر خوش ذوق
و طنز سرا كه
در عين حال يك
شاهزاده
قاجار بود در
اين روز بسال
1304در تهران در 54
سالگي
درگذشت و مرگ
او سكته
اعلام شد. |
1938:
شوشنيگ از
صدر اعظمي
اتريش كناره
گيري كرد تا
مانعي بر سر
راه وحدت دو
سرزمين
آلماني نژاد
باقي نباشد. |
1941:
قانون عاريه
و كرايه
اسلحه از
جانب آمريكا به
كشورهايي كه
با آلمان و
ايتاليا در
جنگ بودند به
تصويب كنگره
اين كشور
رسيد. هنوز
آمريكا وارد
جنگ جهاني
دوم نشده بود. |
1942:
ژنرال مك
آرتور بر اثر
فشار
نيروهاي
ژاپني ،
فيليپين را
ترك وبه
استراليا
رفت. |
1957:
اعلام شد كه 22
لشكر شوروي
در آلمان
شرقي مستقر
هستند. |
|
برخي
از
رويدادهاي 11
مارچ |
222: «
واريوس
باسيانوس» پس
از چهار سال
رياست بر امپراتوري
روم درگذشت .
وي در سوريه
به دنيا آمده
بود. |
1302:
به نوشته
شكسپير ،
رومئو و
ژوليت در اين
روز با هم
ازدواج
كردند. |
1918:
لنين پايتخت
روسيه را از
سن پترزبورگ
به مسكو
انتقال داد. |
1924: ( 1302
خورشيدي ) :
نيروي هوايي
ايران با هفت
هواپيما
آغاز بكار
كرد . سه فروند
از اين
هواپيماها ساخت
آلمان و چهار
فروند ديگر
ساخت روسيه
بود. |
1966:
ژنرال
سوهارتو در
اندنزي
كودتا كرد. |
1970:
حزب
سوسياليست
بعث عراق ملت
كرد اين كشور
را برسميت
شناخت. |
1977:
مسلمانان
حنفي در شهر
واشنگتن با
تصرف سه ساختمان
عده اي زا به
گروگان
گرفتند. |
****************************************************************
فراخوان
به تظاهرات15
مارس
فراخوان
عام نهادها و
انجمن های
فرهنگی-
اجتماعی و
سیاسی اروپا ،
کانادا ،
آمریکا،
استرالیاو
ترکیه
به
بشریت مترقی و
تمامی
سازمانهای حقوق
بشری و شخصیت
های بشردوست
جهان!! ( 10
مارس2005)
تمامی
دستگیر شده
گان را آزاد
کنید!!
زندانی
سیاسی ، بی
قید و شرط
آزاد باید
گردد !!
ما از بیانیه
کمیته
دانشجویی
دفاع از
زندانیان
سیاسی در ایران
و خواسته های
آنان
پشتیبانی می
کنیم
آزادیخواهان
، نيروهاي بشر
دوست و مترقي!
قرار
است در روز
سه شنبه
پانزدهم ماه
مارس، شصت و
يكمين نشست
كميسيون حقوق
بشر سازمان ملل
جهت بررسي
وضعيت حقوق
بشر در ايران
در مقر اروپائي
سازمان ملل در
شهر ژنو
برگزار شود. سال
گذشته عليرغم
نقض گسترده
حقوق بشر در
ايران، شصتمين
نشست كميسيون
حقوق بشر
سازمان ملل در
زد وبند با
رژيم جمهوري
اسلامي از
محكوم ساختن اين
رژيم ضد بشري
خودداري نمود.
ما
همگان را دعوت
ما نماییم که به
هر شکل ممکن
در تجمع
اعتراضي كه از
سوي فعالين
ايراني دفاع
از حقوق بشر
در اروپا و
آمريكاي
شمالي و همچنین
بستگان
مختاري ،
پوينده،
فروهر،
زرافشان و
دهکردی ها و
نمایندگان
نهاد ها و
تشکلهای اجتماعی
و سیاسی ... در شهر
ژنو، مقابل
دفتر سازمان
ملل متحد، در
روز سه شنبه 15
مارس زمان ،
ساعت 2 بعد از
ظهر شکل می
گیرد ، حمایت
گردد !
از نظر
ما اين
وظيفه
نيروهاي دمكرات
و انقلابي است
كه در كنار هم
و در ا قدامي مشترك
مانع از سكوت
مجامع بين
المللي در
مقابل جنايات
رژيم جمهوري
اسلامي
گردند.
بار
دیگر
تمامي كساني
را كه امر
آزادی بی قید
و شرط
زندانیان
سیاسی را در
برنامه خود
دارند ، دعوت
می کنیئم تا
در این حرکت
اعتراضی شرکت
کنند و یا در
محل زندکی خود
از این اقدام پشتیبانی
نمایند .
ما
امضاء کننده
گان اين
فراخوان
عام ، بار
ديگر توجه
تمامی
نهادهای حقو ق
بشری ، تمامی
آزاديخواهان
جهان و مردم
شرافتمند ايران
را به نقض
گسترده حقوق تمامی
زندانيان سیاسی در
زندانهای
سراسر کشور
جلب نموده و
آنها را به
حمايت ا ز
خواسته های به
حق تمامی
زندانيان
سياسی فرا می
خوانيم و
يکصدا ، ضمن دفاع ار
ایستادگی و
مقاومت
، تمامی
زندانیان در
بند، اعلام
می داريم :
۱ _ ضمن محکوم
کردن هر گونه
دستگيری
فعالين سياسی
، زندان ،
شکنجه ،
خواهان پايان
بخشيدن محاکمات
دربسته و صدور
احکام سنگسار
واعدام در سراسرايران
می باشيم!
۲_ ما خواهان
آزادی بی قيد
و شرط تمامی
زندانيان
سياسی می
باشيم !
۳_ اعزام
يک هئيت از
جانب نهاد های
بين المللی ،
جهت باز ديد
زندان ها ،
گفتگو با
زندانيان سياسی
و ملاقات با
خانواده های
زندانيان
سياسی و ارائه
گزارش به
افکار عمومی
جهان ،
خواست ما می
باشد!
۴ _ در
شرایطی که
شصت و یکمین (61
) نشست
کمیسیون حقوق
بشر سازمان
ملل ، درهمین
ماه( مارس)
آغاز به کار
خواهد کرد.
ماخواست
استقرار نظارت
دائمی و تعیین
ناظر ویژه
توسط سازمان
ملل متحد، در
راستای
رسیدگی به
احضارها،
دستگیری ها،
بازجوئی ها،
دادگاههای در
بسته، تجاوز
به زنان و
کودکان
زندانی ،
احکام
سنگسار، قطع
عضو، اجراء
احکام اعدام و
خواست لغو
اعدام ، موضوع
تعد د زندان ها
، عدم تفکیک
زندانی سیاسی
از زندانیان
عادی و
واداشتن
زندانی به
ندامت و موضوع
صدور احکام
اعدام برای
افراد زیر 18
سال و سایر تضیقات
به زندانیان
را ، مبنای
فعالیت دوره
ای خود قرار
می دهیم !
اسامی
نهاد ها ی
فرهنگی و
اجتماعی در
خارج از کشور :
۱_
انجمن دفاع از
زندانيان
سياسی و
عقيدتی در
ايران _ پاريس ۲_ کمپين
دفاع از
مبارزات
دموکراتيک
مردم ايران_
انگلستان ۳_
کانون دفاع از
آزادی بيان _
گوتنبرگ (سوئد) ۴_ کميته
دفاع از آزادی
و دمکراسی در
ايران _ وين
(اتريش) ۵ _
سازمان
پناهندگی
پرايم _ هلند۶ _
راديو صدای زن_
ونکوور(کانادا)
۷_ کانون
پناهندگان
سياسی
ایرانی _
برلين (آلمان )
۸ _
کانون دفاع
اززندانيان
سياسی _ برلين
(آلمان ) ۹ _
انجمن بيداری
ايرانيان
هانوور_آلمان
۱۰ _ کانون
حمايت از
زندانيان
سياسی ايران _
آخن (آلمان ) ۱۱ _
کانون
اجتماعی _
فرهنگی
انديشه _ هلند
۱۲ _ تشکل
مستقل
دمکراتيک زنان
ايران _
هانوور(آلمان)
۱۳_ شورای
پناهندگان
ايرانی برمن
_آلمان۱۴ _
کانون فرهنگی
_ سياسی
انديشه _
مونستر (آلمان
) ۱۵ _ کانون
مستقل ايرانيان
لايپزيک _
آلمان ۱۶ _
راديو آوا (
بخش فارسی
راديو فلورا)_
هانوور (
آلمان ) ۱۷ _
فرهنگسرای انديشه
_ گوتنبرگ۱۸_
فرهنگسرای
بامداد _
مالمو۱۹ _
انجمن فرهنگی
_ اجتماعی
دارکوب _
مالمو ۲۰ _ کميته
همبستگی
استان اوره
برو _ سوئد۲۱
_ انجمن
فرهنگی و
اجتماعی
همبستگی _
استکهلم 22_
نشر باران _
استکهلم ۲۳_
کانون سياسی و
فرهنگی
ايرانيان _
سوئيس۲۴ _
هييت سر دبيری
نشريه آوای زن
_ سوئد و نروژ
۲۵_ راديو
همصدا _ اسلو (
نروژ ) ۲۶ _ ا نجمن
فرهنگی جامعه
يارسان در
خارج ا ز
کشور ۲۷_
کميته
پناهندگان
سياسی وان _
ترکيه ۲۸ _
کانون
پناهندگان
سياسی سيدنی _
استراليا ۲۹ _ سايت
چه بايد کرد
_ايالات متحده
آمريکا۳۰ _
انجمن گلشن _ ايالات
متحده آمريکا
۳۱ _ کانون
دوستداران
فرهنگ ايران _
واشنگتن
(ايالات متحده
آمريکا ) ۳۲ _ کانون
دمکراتيک
ايرانيان _
دالاس (
ايالات متحده
آمريکا ) ۳۳ _
انجمن فرهنگی
و هنری
اکباتان _ گوتنبرگ
۳۴ _ هييت سر
دبيری راديو
برابری ۳۵ _
راديو همراه --_گوتنبرگ -۶ ۳انجمن
فرهنگی ميهن _
گوتنبرگ ۳۷_ انجمن
ايرانيان
سوسياليست
لندن _
انگلستان ۳۸ _
کمتيه دفاع از
مبارزات مردم
ايران و
زندانيان سياسی
ايران _
فرانکفورت ۳۹
_ سايت خبری _
اجتماعی و
سياسی
گزارشگران ۴۰ _ سايت
خبری _ سياسی
دکتر عباسی نروژ۴۱ _
کانون
دانشجويان
ايرانی در
هلند ۴۲_ کميته
دفاع از حقوق
بشر در
ايران۴۳ _
کميته دفاع از
زندانيان
سياسی _
انگلستان ۴۴ _
سازمان
دانشجويان
دمکرات ايران
_ امئو (سوئد ) ۴۵_
سايت بولتن۴۶
_ آسيل کميته
گروه ايران _
سوئد۴۷ _ جنبش
همبستگی برای
آزادی و
دمکراسی در
ايران _ نروژ
۴۸_ کانون
تلاش برای
آزادی قلم و
بيان و انديشه
_ ايالات متحده
آمريکا
۴۹ _ اتحاد چپ
ايرانيان
واشنگتن۵۰ _
اتحاديه
ايرانيان
سوسياليست _
شمال آمريکا۵۱
_ جنبش
همبستگی با
دانشجويان
ايران و دکتر
ناصر زرا فشان
_ استکهلم۵۲ ـ
اتحاد دمکراتيک
ايرانيان
ترقيخواه ـ
سوئيس۵۳ ـ
بنياد اسماعيل
خوئی ـ ايالات
متحده
آمريکا۵۴ ـ
جمعيت ايرانی
حقوق بشر در
شمال
کاليفرنيا ـ
ايالات متحده
آمريکا ۵۵ـ
سايت چپ مستقل
کرد۵۶ ـ سايت
خبری ـ سياسی
هه لويست ۵۷ ـ
جبهه ملی ايران
ـ بوستن ـ
ايالات متحده
آمريکا۵۸ ـ
کميته ايران ـ
آمريکن ـ
ايتلاف
متحده
آمريکا۵۹ ـ
کميته
مبارزات
باتبعيض و نابرابری
ـ اوره برو (
سوئد ) ۶۰ ـ
انجمن
ايرانيان ـ
اوره برو (
سوئد ) ۶۱ ـ
کميته دفاع از
پناهجويان ـ
اوره برو (
سوئد ) ۶۲ ـ
کميته
همبستگی با
خلق ها در
استان اوره
برو ( سوئد ) ۶۳ ـ
وب لاگ ايران
ميهنم
۶۴ ـ کميته
دفاع از
زندانيان
سياسی و حمايت
از خانواده
های وابسته ۶۵ ـ
راديو سپهر ـ
گوتنبرگ (
سوئد ) ۶۶ ـ
جبهه اتحاد
ملی ايران ـ تهران
۶۷ ـ سايت
خبری لاجور
۶۸ ـ خبرگزاری
کردستان
شرقی۶۹ ـ سايت
سياسی ـ خبری
مهاباد۷۰ ـ
فدراسيون
کردهای
ايرانی مقيم
هلند۷۱ ـ
کانون دلنواز
آزادی ۷۲ ـ
جبهه ملی برای
استقرار
دمکراسی و
سازندگی
ايران ۷۳ ـ
جنبش متحد
ايثارگران ـ
ستاد برون
مرزی۷۴ـ جبهه
اتحاد ملی
ايران ـ خارج
از کشور۷۵ ـ
درويش پور بلاگ
پست ـ کام76 _ روابط عمومی
جنبش هيجده (
۱۸) تير _
آمستردام (
هلند ) ۷۷_ (
تلاش ) کانون
حمايت از
مبارزات مردم
ايران _کلن
(آلمان) ۷۸ _
مديريت
انتشارات
خاوران _
پاريس ۷۹_
کانون مبارزه
برای دمکراسی
در ايران ،
سيدنی _ استراليا ۸۰ _
کانون
پناهندگان
سياسی ، سيدنی
_ استراليا ۸۱ _ مرکز
فرهنگی ره
آورد _ آخن (
آلمان ) ۸۲ _
کانون فرهنگی
آرش ۸۳ _ کميته
دانشجوئی
دفاع از
زندانيان
سياسی
۸۴_ فروم
فرهنگ و هنر
ايران و آلمان ۸۵ _ جبنش
آشتی ملی ۸۶ _
انجمن فرهنگی
_ اجتماعی
پرسپوليس _
بلژيک
۸۷ _ کميته
پيگيری و ضعيت
زندانيان
سياسی زندان
رجائی شهر۸۸ _
سازمان
دمکراتيک
زنان برای
دفاع از صلح و
عدالت
درآلمان ۸۹ _ هنرمندان
سینمای آزاد ۹۰ _
جامعه دفاع از
حقوق بشر و
دمکراسی در
ايران _
گوتنبرگ (سوئد) 91 _ دیده بان
خلقهای بدون
مرز _
فرانسه ( متشکل
از 40 حزب و
سازمان و
انجمن از
سراسر دنیا ار
جمله حزب
سبزهای
فرانسه) 92_
گروه فرهنگی
و رادیویی
البرز _ آرهوس
(دانمارک ) 93_
رادیو البرز94_
انجمن فعالین
محیط زیست و سبز
ایرانی_95_
همگرایان ملی
ایرانیان (
هومان ) 96_ کمیته
نجات 97_ کانون
اندیشه ،
گفتگو و حقوق
بشر _ تورنتو (
کانادا) 98_
همکاران
نشریه و سایت
آزادگی99_
جمعیت دفاع از
جبهه جنهوری و
یموکراسی در ایران
_ بلژیک100_اتحاد
ملی برای
استقرار
دمکراسی و
سازندگی ایران
101_کانون دفاع
از حقوق بشر
در ایران 102_ بنیاد
ایرانی در
حرکت _ هلند 103_
سایت فرهنگ
گفتگو 104_ کمیته
دانمارکی
دفاع از حقوق
بشر مردم
ایران 105_ جمعی
از کارگران
پیشرو و
تبعیدی در
سوییس106_ گروه
تلاش برای نهادینه
شدن حقوق بشر
در ایران(مهر
ایران) 107_ کانون دانشجویی
دفاع ار حقوق
بشر در ایران
108_سایت صلح
109_وبلاگ
ارغوان ها 110_
سایت
بلوچستان111_سازمان
دفاع از حقوق
خلق ترکمن (
سوید) 112_ سایت
کاک هیوا113_ جمعی
از پناهندگان
سیاسی پرونده
بسته در ترکیه114—
سازمان علم حق
و عدا لت 115 -- سایت
فرهنگی و خبری
امید 116 –
گروه عاشقان
ایران117 –
اتحادیه
دانشجویان
مبارز در
مشهد118 – جمعیت
دفاع از
زندانیان
سیاسی ایران –
کلن ( آلمان ) 119 –
کمپین نجات
جان سعید 120 –
انجمن زنان در
سوید ( عصیان ) 121 –
سایت فرهنگی
کسروی 122—کمیته
دفاع از
زندانیان
سیاسی
آذربایجان (
آسمک ) 123 – سایت
خبری و سیاسی
جوان امروز124—آ
ژانس خبری
کورووش 125 –
کمیته
رفراندوم
آزاد ایران 126—سازمان
جوانان جبهه
ملی در
بریتانیا 127 –
خانه پناهجو
128.وووووووو
آزاديخواهان
مبارز :
فرياد اعتراض
خود را در
دفاع از داد
خواهی
زندانيان
سياسی و خواست
های آنان بلند
کنيم ۰ ما
تاکنون با
همبستگی خود
توانسته ايم ،
بسياری از
احکام
ستمگرانه و ضد
انسانی قوه
قضاييه رژيم
اسلامی را
متوقف کنيم ،
اين بار هم می
توانيم !!
شما می
توانید با ما ، از طريق
آدرس زيرتماس بگیرید:
*****************************
تظاهرات
در دفاع از حق
پناهندگی
افغانها
روز جمعه
25 فبروری 2005
تظاهرات
بزرگی در
اعتراض به
برخورد اداره
مهاجرت سویدن
با پناهجویان
افغان
و در
دفاع از حق
پناهندگی
افغانها برپا
شد . در اجتماعی
که ساعت یازده
قبل از ظهر در
برابر عمارت
پارلمان
سویدن آغاز شد
، صدها تن از
متقاضیان
پناهندگی ،
عده زیادی از
افغانهای
مقیم
ستوکهولم ، چند
تن از اعضای
پارلمان
سویدن ،
نمایندگان حزب
چپ و حزب محیط
زیست ، عده
زیادی از
نمایندگان
سازمانهای
سیاسی و مدافع
حقوق پناهندگان
ایرانی ،
نمایندگان
شبکه دفاع از
حقوق مهاجران
، شبکه زنان
در سویدن و
شبکه قدرت
کارگر در
سویدن اشتراک
ورزیده بودند
.
میتنگ با
صحبت خانم
گولای یکی از
شخصیت های
مشهور ترکی
تبار سویدن و
نماینده
سازمان قدرت
کارگر آغاز
گردید ، اجندا
معرفی و در مورد
هدف اجتماع
روشنی
انداخته شد . متعاقب
آن لیلا قرایی
از شبکه زنان
که کار پیشبرد
اجتماع را بعهده
داشت ، ضمن
سخنان آغازین
خود به شرایط
دشوار زندگی
در افغانستان
و بخصوص حالت
رقتبار عودت
کنندگان از
پاکستان و
ایران وسایر
کشورها اشاره
کرده و بی
پروایی و عدم
احساس مسوولیت
ادارات و
مسوولین
افغانی در
برابر عودت
کنندگان را
نمونه درهم
پاشیدگی و عدم
موجودیت امکانات
برای زندگی
عادی در
افغانستان
خواند . او که
سال گذشته ضمن
یک مسافرت
بهمراهی یک
هیئت شبکه
زنان به
افغانستان با
مقامات رسمی و
ادارات
افغانی دیدار
نموده و فیلم
مستندی هم در
باره وضع عودت
کنندگان تهیه
کرده است ، در
شرایط کنونی
بازفرستادن
پناهجویان به
افغانستان را
اقدام ظا
لمانه خواند و
گفت که بنابر
عدم موجودیت
امنیت و
مصئونیت ،
تسلط قانون شکنی
، بی توجهی ،
بیروکراسی ،
تسلط جنگ
سالاران ،
برخوردهای
گروهی ،
رقابتهای
داخل دستگاه
اداری و عدم
کارآیی دولت
وارگانهای
حفظ و حراست
حقوق
شهروندان در
افغانستان ،
بازگشت پناهجویان
به این کشور
موجب به
خطرانداختن زندگی
، جان ومال و
مصئونیت آنان
میگردد ، زیرا
هیچگونه
ضمانت برای
زندگی مصئون و
آبرومندانه و
بدون خطر برای
آنان وجود
ندارد .
سپس کاله
لارشون عضو
هیئت رهبری
حزب چپ سویدن
و نماینده
پارلمان این
کشور طی
سخنرانی ایکه
با استقبال
گرم اشتراک
کنندگان
مواجه شد ،
جوانب مختلف
سیاست
مهاجرتی
سویدن را مورد
بررسی انتقادی
قرار داده و
گفت که این حق
مسلم افغانان
پناهجو است که
بنابر اوضاع
کنونی افغانستان
از حمایت
برخوردارشوند
و اقامت
دایمی حاصل
کنند . او از
تلاشهای حزب
چپ و سایر نیروهای
دموکراتیک
دراین زمینه
یادآورشده ووعده
داد که در
مورد وضع
افغانان
پناهجو با سایر
احزاب
پارلمانی و
کمیته خاص
پارلمان بحث و
مبادله افکار
نموده و خواست
پناهجویان را
به مراجع
مربوط برساند
.
به تعقیب آن
گوستاف
فریدولین از
حزب محیط زیست
سویدن ضمن
یادآوری از
اوضاع پیچیده و
دشوار
افغانستان و
ابراز
همبستگی با
پناهجویان
افغان و دفاع
از حق
پناهندگی شان
گفت که برای
او بحیث یک
سویدنی شرم
آور است که
مقامات کشور
سویدن با یکی
از مستحق ترین
گروه های
پناهجو چنین
برخوردی
دارند .
انتقادشدید
ازبرخورد
مقامات
سویدنی در
رابطه با
پناهجویان
افغان در
سخنان انیتا دورانزو
از کمیته
پناهندگی و استیفان
لیندگرین از
انجمن
همبستگی با
افغانستان ( شاخه
جداشده از
کمیته سویدن ـ
افغانستان )
نیز تکرار شد .
این دو نفر به
نوبه خود از
اوضاع
ناهنجار افغانستان
، عدم موجودیت
امنیت و
مصئونیت در
کشور ، عدم
موجودیت ویا
عدم موثریت
ارگانهای حفظ و
حراست حقوق
افراد و تسلط
جنگ سالاران و
شبکه تجارت
مواد مخدر در
کشوریاد کرده
و افغانان را
از مستحق ترین
گروه های
پناهجویان شمردند
.
در این میتنگ
خانم سارا از
فدراسیون سراسری
پناهندگان
ایرانی ضمن
ابراز
پشتیبانی از
حق پناهندگی
افغانهای
پناهجو ، از
کمپاین های
فدراسیون در
دفاع از این
حق یاد آور شد .
همچنان سعید
افشار از
سازمان
سراسری
مهاجرین ایرانی
بنوبه خود
همبستگی و
پشتیبانی سازمان
مذکور از امر
عادلانه و
خواستهای
برحق پناهجویان
افغان را
اطمینان داده
و خواهان همکاری
و اقدامات
مشترک
سازمانهای
پناهندگان
افغانی و
ایرانی در امر
مشترک دفاع از
حقوق پناهندگان
گردید .
دراین میتنگ
نسیم سحر
معاون انجمن
افغانهای
سویدن به
نمایندگی از
انجمن مذکور و
استاد راز
محمد عزیزی یک تن از
پناهجویان به
نمایندگی از
کمیسیون فوق
العاده امور
پناهندگان در
انجمن
افغانها در
رابطه
بااوضاع
افغانستان ،
وضع دشوار پناهجویان
، عدم توجه
مقامات
سویدنی به این
وضع وخواستهای
افغانان
پناهجو ،
تماسها با
سازمانها و
ادارات
مختلف در
زمینه
پروبلمهای
پناهجویان
افغانی صحبت کردند
. برعلاوه عده
دیگری از
پناهجویان در
باره دشواری
ها وزندگی
رقتبار خود و
همقطاران خود
صحبت نموده و
برخورد
غیرمسئولانه
مقامات اداره
مهاجرت سویدن
را بر ملا
ساختند .
در اخیر
میتنگ
قطعنامه ای
پذیرفته شد که
بوسیله چند تن
از اعضای
کمیسیون فوق
العاده در
امور
پناهندگی
وبه
نمایندگی از
اشتراک
کنندگان
تظاهرات به
پارلمان
سویدن سپرده
شد .
در قطعنامه
آمده است : صدها
نفر از
پناهجویان
افغان از مدت
چند سال به
اینسو
پذیرفته نشده
و حق اقامت
دریافت ننموده
اند . بسیاری
از آنان فیصله
های نهایی
مبنی بر اخراج
از
سویدن را
دریافت کرده
اند که اداره
مهاجرت عملی
ساختن آنها را
بنابر وضع
نامطمئن
افغانستان در
حال حاضر
ناممکن می
شمارد و
ازینرو آنها
را به تعویق
انداخته است .
از جانب
دیگر اداره
مهاجرت و
کمیته اتباع
خارجی سویدن
ادعا میکنند
که اوضاع
افغانستان
بطور
"عمیق و ریشه
ای تغییر کرده
است" و ازینرو
تقاضای
پناهندگی
افغانها را رد
میکنند .
بدیهی
است که اوضاع
افغانستان
تغییر یافته
است ، ولی این
به آن معنی
نیست که اوضاع
کاملآ عادی
شده واز
استقرار لازم
برخوردار میباشد
. برعکس امنیت
مشکل اساسی
بوده ووضع
حقوق بشر
بسیار خطرناک
و جدی است
.سازمان ملل
متحد و عده
زیادی از
سازمانهای
مدافع حقوق
بشر اوضاع
افغانستان را
بحیث حالت بی
قانونی محض و
بسیار جدی توصیف
کرده و از عدم
مجازات
مجرمین ،
جنایتکاران و
ناقضین حقوق
بشر شکایت
دارند .
در قطعنامه
بریک گزارش
تازه وزارت
خارجه سویدن در
باره وضع
حقوق بشر در
افغانستان در
سال 2004 ،
استناد صورت
میگیرد .
درگزارش
مذکور گفته میشود
که :
" وضع
حقوق بشر در
افغانستان
قابل تشویش
جدی است و
عرصه های چون
فقدان مجازات
ناقضین دولتی
و غیر دولتی
را در بر میگیرد
. نقض خشن حقوق
اساسی انسان
از جمله
اعدامهای
بدون محاکمه ،
شکنجه ، تحدید
غیرقانونی
حقوق و
آزادیهای
افراد ، تجاوز
جنسی ، مصادره
غیرقانونی
دارایی های شخصی
، خرید و فروش
انسان ، اشکال
گوناگون آزار
از قبیل آزار
زنان وسیعآ و
بطور دوامدار
رایج است .
مصئونیت شخصی
افراد در حال
حاضر بدتر از
زمان طالبان
است . جنگ
سالاران محلی
و منطقوی به
کمک سلاح و
بطور دلخواه
خود تسلط بر
بخش اعظم کشور
را ادامه
میدهند و در
برابر اداره
مرکزی مقاومت میکنند
......
حکومت
مرکزی فاقد
منابع و
امکانات برای
مقابله با این
وضع و کنترول
جنگ سالاران و
سایر قدرتهای
محلی میباشد .
بعوض آنکه
قدرت
جنگسالاران
کاهش یابد ،
عده یی از آنان
با استفاده از
پروسه های
جاری سیاسی بر
قدرت و تاثیر
خود افزوده و
حاکمیت خود را
شکل قانونی می
بخشند ...
در
افغانستان
کدام قدرت
دولتی بمفهوم
واقعی کلمه و
همچنان
ادارات موثر
قضایی و حقوقی
وجود ندارد ..."
درقطعنامه
اضافه میگردد
که این وضع
واقعی افغانستان
است که در
گزارش وزارت
خارجه سویدن
انعکاس می
یابد ، ولی با
اینهم اداره
مهاجرت تقاضا
های پناهندگی
افغانها را بر
مبنای گویا "
اوضاع عمیقآ
بهبود یافته " رد
میکند . علی الرغم
تهدید های
موجود نسبت به
زندگی
پناهجویان در
داخل کشور ،
باز هم اداره
مهاجرت و
کمیته اتباع
خارجی یا
تصمیم
غیرعادلانه
میگیرند و یا
اینکه تصمیم
گیری درین
موارد را به
تعویق می
اندازند .
اوضاع
ناهنجار در
داخل کشور و
برخورد
غیرعادلانه
مقامات
سویدنی ،
وضعیت پناهجویان
افغان را که
چیز های زیادی
را در زندگی
از دست داده
ودر تنهایی و
دور از
خانواده ها ،
اطفال و
نزدیکان خود
زندگی می کنند
، هرچه بیشتر
سنگین ، دشوار
و غیرقابل
تحمل می سازد .
در
قطعنامه
علاوه میگردد
که ، ما میدانیم
و معتقد هستیم
که اوضاع
افغانستان
بهبود خواهد
یافت .
اما تغییرات
به کندی رخ میدهد
و شاید چندین
سال ضرور باشد
تا اوضاع کاملآ
عادی و مطمئن
گردد. ازینرو
تقاضا داریم
که تصمیم در
مورد
پناهجویان
افغان بر
مبنای واقعیتهای
کنونی ونه
اوضاع و احوال
محتمل بعد از چند
سال گرفته شود
.
میتنگ
اعتراضی در دفاع
از حق
پناهندگی
افغانها
حوالی ساعت
دوازده ونیم
بعد از ظهر
پایان یافت.
قابل
یادآوری است
که خانم
لیلا قرایی
از شبکه زنان
، آقای کاله
لارشون نماینده
پارلمان و عضو
رهبری حزب چپ
وآقای فرامرز
پویا از حزب
چپ سویدن کمک
و همکاری
زیادی در برگزاری
و همچنان تهیه
مقدمات
تظاهرات
اعتراضی
کردند . به این
وسیله از
ایشان
سپاسگذاری
میشود .
همچنان قابل
یاددهانی است
که خبر
برگزاری این
میتنگ
اعتراضی توسط
رادیو سراسری
پژواک نشر
گردید.
کمیسیون
فوق العاده
امور
پناهندگان انجمن
افغانهای
مقیم سویدن
یادداشت
: برطبق ارقام
ایکه از اداره
مهاجرت سویدن
اخذ گردیده در
حال حاضر در
حدود 1400 نفر افغان
متقاضی
پناهندگی در
سویدن موجود
بوده و منتظر
رسیدگی به
درخواست
پناهندگی
خویش اند .بر طبق
احصائیه
اداره مهاجرت
98 در صد
درخواست پناهندگی (
پناهندگی
سیاسی ) افغانها
رد گردیده است
. در سال گذشته
به تعداد 903 نفرافغان
درخواست
پناهندگی
داده بودند.
برطبق
احصائیه این
اداره به
تعداد 6075 نفر
اتباع
افغانستان الی
اخیر سال 2003 (31.12.2003) در ثبت و
شمار اداره
مالیات ثبت
بودند ( کسانی
بودند که
اجازه اقامت
داشتند) .
در
سال 1990 تعداد
افغانها در
سویدن به 534 نفر
و در سال 2000
تعداد
افغانها به 4287
نفر ودر سال 2002
به 6122 نفر افغان
میرسید .